معنی غالیهبار
6 بازدید
[ یَ / یِ ] (نف مرکب) به معنی غالیابار است که کنایه از بوی خوش دهنده باشد. (برهان) (آنندراج). غالیه بخش : مگر که غالیه میمالی اندرو گه گاه وگرنه از چه چنان تافته است و غالیه بار. فرخی. ناز از تو سزد بر من مسکین که تو ایدون با طرهٔ مشکین و خط غالیه باری.فرخی. گرنه ز سر زلف بخم خیزد هر شب باد سحری، از چه سبب غالیه بار است؟ سروش اصفهانی.
کلمات همقافیه با «غالیهبار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بار» برای سرودن شعر