معنی غالیه
5 بازدید
[ یَ ] (اِخ) فرقه ای از مذهب شیعه و آنان نه صنف بوده اند: کاملیة، سبائیة، منصوریة، غرابیة، طباریة، بَزَیغیَّة، یعفوریة، غمامیة، اسماعیلیة یا باطنیة. (مفاتیح خوارزمی). و صاحب بیان الادیان آنان را فرقهٔ ثالثهٔ شیعه میخواند و گوید نه فرقه اند: کاملیة، سبائیة، منصوریة، غرابیة، بزیغیه، یعقوبیه، اسماعیلیه، ازدریة. و مسعودی آرد: غالیه یا غلاة اسم عام جهت فرقی که در حق حضرت رسول یا ائمه بخصوص حضرت علی بن ابیطالب غلو کرده و به ایشان مقام الوهیت داده اند و از ایشان بعضی محمدیه بوده اند یعنی محمدبن عبداللََّه را خدا میشمردند و بعضی علویه طرفدار الوهیت علی بن ابی طالب. (مروج الذهب ج ۲ ص ۱۴۴، از خاندان نوبختی ص ۲۶). و ناصرخسرو در کتاب وجه دین (چ برلن ص ۲۹۴) نوشته: «خبر است از رسول علیه السلام که گفت: الغلاة نصاری هذه الامة و النواصب یهودها، و الخوارج مجوسها؛ گفت. غالیان ترسایان امتند و ناصبیان جهودان امتند و خارجیان مغان امتند». (مزدیسنا تألیف معین ص ۲۸۸) و در حاشیهٔ آن چنین آمده است: غالیه باز پس ترین قومی از شیعه اند. این گروهند که کافر محض باشند و ایشان از آن گروهند که یکی از ایشان نزد علی آمد و گفت: یا علی الاعلی السلام علیک -علی کرم اللََّه وجهه گفت: یهلک اثنان: محب مفرط و مبغض مفتری، و ایشان نه (ظ. هشت) فرقه اند: الکاملیة: اصحاب ابی الکامل. ۲- السبائیة: اصحاب عبداللََّه بن سبا. المنصوریه: اصحاب ابومنصور عجلی. ۴- الغرابیة: ایشان گویند علی بن ابیطالب به زاغ ماند. ۵- البزیغیة: اصحاب بزیغ بن یونس. ۶- الیعقوبیة: اصحاب محمدبن یعقوب. ایشان گویند علی هرگاه در میان ابر بدنیا آید. ۷- الاسماعیلیة: ایشان اصحاب اسماعیل بن علی اند. ۸- الازدریة: ایشان گویند این علی که پدر حسن و حسین است علی نیست، او مردی است که او را علی الازدری خوانند و آن علی که امام است او را فرزند نباشد که صانع است. (بیان الادیان ص ۳۵). واصل بن عطا فرق غالیه را به غلیة (آدم کشی و به اصطلاح امروز تروریسم) وصف میکند و در پاسخ این شعر بشار برد: و ما شرّ الثلاثة امُّ عمروٍ بصاحبکِ الذی لا تصبحینا. گوید: «اما لهذا الملحد المشنف المکتنی بابی معاذ، من یقتله؟ اما واللََّه لولا ان الغیلة من سجایا الغالیة لبعثت الیه من یبعج بطنه علی مضجعه و یقتله فی جوف منزله و فی یوم حفله. (البیان والتبیین چ حسن السندوبی ص ۳۰ ج ۱). و از شاعران معروفی که در زمرهٔ غالیه بشمار میرفته اند کمیت بن الاسدی است. (رجوع به البیان والتبیین چ حسن السندوبی ص ۵۴ ۱ شود). و از زنان ناسک و زاهدی که هم جاحظ آنها را در شمار غالیه آورده و از اهل بیان بوده اند، میتوان لیلی الناعطیة و الصدوف و هند را نام برد. رجوع به البیان والتبیین ایضاً ج ۱ ص ۲۸۳ شود و از شاعرانی که غالیه را وصف کرده اند معدان الاعمی است که در قصیدهٔ طویل خود غالیه و رافضه و تمیمیه و زیدیه را وصف کرده است و از جملهٔ قصیدهٔ مزبور این دو شعر است: والذی طفف الحدار من الذعـ- - ر و قد بات قاسم الانفال. فغدا خامعاً بوجه هشیم و بساق کعود طلحٍ بالِ. (البیان و التبیین ایضاً ج ۳ ص ۵۳). در عیون الاخبار ج ۲ ص ۱۴۶ ببعد آمده: و اعشی همدان در قصیده ای که در آن میگوید رافضه مردم را میکشند گوید: و کلهم شرٌ علی انّ رأسهم حمیدة والمیلاء حاضنة الکسف. و منظور از کسف ابومنصور (عجلی یکی از مدعیان امامت است) و علت نامیدن وی بدین نام این است که او به اصحاب خود گفت در بارهٔ من این آیه نازل شده است: «و ان یرواکسفاً من السماء ساقطاً» و او معتقد بقتل و خفه کردن مردم بود و در حاشیهٔ آن آمده: حمیدة از اصحاب لیلی الناعطیة بود که در غالیه (فرقهٔ چهارم مذهب شیعه) ریاست داشت و غالیه کسانی بودند که در حق ائمهٔ خویش غلو کردند بحدی که آنان را از مخلوق بودن خارج ساختند و در بارهٔ ایشان حکم به احکام الهی کردند. رجوع به ملل و نحل شهرستانی ص ۱۳۲ چ لایپزیک و کتاب الحیوان (جاحظ) ج ۶ ص ۱۳۰ و مفاتیح العلوم خوارزمی چ اروپا ص ۳۰ شود. و مرحوم اقبال آرد: غلاة یا غالیه یعنی کسانی که در حق حضرت علی بن ابی طالب و فرزندان او راه غلو رفته و به الوهیت ایشان قائل شده اند. این جماعت در حقیقت جزء شیعه محسوب نمیشوند، یا خود را به این طایفه بسته و یا معاندین شیعه، ایشان را در عداد فرقهٔ مزبور آورده اند. (خاندان نوبختی ص ۵۰) و غلات را در نواحی گوناگون به اسامی مختلف میخوانده اند چنانکه کلمهٔ مزدکیه از القابی است که مخالفین به بعضی از فرق غلاة میداده اند مخصوصاً در ری و در آذربایجان غلاة را قولیه مینامیده اند و اینک مجملاً بشرح عقاید نه فرقهٔ مزبور و دیگر اصناف غلاة میپردازیم: ۱- ازدریه: از فرق غلاة و ایشان گویند این علی که پدر حسن و حسین است علی نیست او مردی است که او را علی الازدری خوانند و آن علی که امام است او را فرزند نباشد که صانع است. (بیان ص ۱۸۵). ۲- اسحاقیه: پیروان اسحاق بن زیدبن حارث از اصحاب عبداللََّه بن معاویةبن عبداللََّه بن جعفربن ابی طالب، از فرق غلاة که علی بن ابی طالب را در نبوت با حضرت رسول شریک میدانستند و طرفدار اباحت و اسقاط تکالیف بودند. این فرقه گویا شریکیه باشند که بعداً ذکر میشود. (ابن ابی الحدید ج ۲ صص ۳۰۹ -۳۱۰، تلبیس ابلیس صص ۲۳ - ۲۴) و رجوع به شریکیة شود. ۳- اسحاقیه: از غلاة و از فروع فرقهٔ علیائیه، اصحاب ابویعقوب اسحاق بن محمد بن ابان نخعی کوفی ملقب به احمر متوفی سال ۲۸۶هـ . ق. ۴- اصحاب الکسا: [ طرفداران ] از فرق علیائیه و معتقد بحلول و غلو که میگفتند اصحاب کسا یعنی پنج تن آل عبا یک چیز بیش نیستند و روح بالسویه در ایشان حلول کرده و احدی را بر دیگری فضلی نیست. و از روی همین عقیده فاطمه را هم بدون هاء تأنیث فاطم نام میبردند. (شهرستانی ص ۱۳۴) (خطط ج ۴ ص ۱۷۸). ۵- امریة: از فرق غلاة که میگفتند علی در امر رسالت با حضرت رسول شریک است. (تلبیس ابلیس ص ۲۳، خطط ج ۴ ص ۱۷۸). ۶- اهل افراط، یا غلو: فرقی از شیعه که بعضی از ائمهٔ خود را بخداوند تعالی مانند میکنند. (شهرستانی ص ۶۵). و رجوع به غالیه شود. ۷- بُزَیغیَّه: از فرق غلاة و از فروع خطابیة، اصحاب بُزَیغ بن موسی الحائک که بزیغ را رسول ابوالخطاب محمد می پنداشتند و امام جعفر صادق را خدا میدانستند و میگفتند که آن حضرت در اختیار صورت فعلی به مردم تشبه کرده و معتقد بودند که در میان ایشان مردمانی وجود دارند که از جبرائیل و میکائیل و حضرت رسول افضلند و میگفتند که هیچ کس از ایشان نمی میرد. (مقالات اشعری ص ۱۲، فرق صص ۳۹-۴۰، شهرستانی ص ۱۳۷، ابن حزم ج ۴ ص ۱۸۶، خطط ج ۴ ص ۱۷۴، بیان ص ۱۵۷، رجال ابوعلی ص ۳۶۰). ۸- بشیریه: از فرق غلاة و از فروع مفوضه و واقفه اصحاب محمدبن بشیر اسدی معتقد به زنده و غایب بودن امام موسی بن جعفر و نمردن و حبس نشدن آن حضرت. این فرقه محمدبن بشیر و بعد از او پسرش سمیع را امام میشمردند. (فرق ص ۷۰، کشی صص ۲۹۷-۳۰۰). ۹- بلالیه: از فرق غلاة، پیرو ابوطاهر محمدبن علی بن بلال از اصحاب امام یازدهم و از منکرین وکالت ابوجعفر عمری که خود را بجای ابوجعفر وکیل امام غایب میخوانده است. رجوع به کتاب الغیبه طوسی صص ۲۶۰-۲۶۱ و احتجاج ص ۲۴۵ شود. ۱۰- بیانیه: از فرق غلاة، پیروان بیان بن سمعان تمیمی نهدی که ادعای نبوت کرده و معتقد بتناسخ و رجعت بوده و او در ابتدا خود را جانشین ابوهاشم عبداللََّه بن محمدبن حنفیه میدانسته، بعد راه غلو رفته و امیرالمؤمنین علی را خدا شمرده است. بیان از معاصرین امام محمد باقر بوده و در سال ۱۱۹ به قتل رسید. (مقالات اشعری صص ۵-۷، فرق ص ۳۰، شهرستانی صص ۱۱۳-۱۱۴، الفرق ص ۲۴۱، تبصرة ص ۴۱۹، خطط ج ۴ صص ۱۷۵-۱۷۶ و انساب ورق ۹۸ الف، منهاج ج ۱ ص ۲۳۸ و تواریخ معتبر در وقایع سال ۱۱۹). ۱۱- تمیمیه: یا زراریه از فرق غلاة و مشبهه شیعه اصحاب زرارةبن اَعْیَن که علم و قدرت حیات و سمع و بصر را برای خدای تعالی حادث میدانسته و در باب امامت نیز از واقفه بوده است. (مقالات اشعری ص ۲۸ و ۳۶، مفاتیح العلوم ص ۲۰، کشی صص ۸۸-۱۰۷، کمال الدین ص ۴۴، انساب ورق ۲۷۳ ب، خطط ج ۴ ص ۱۶۹ و ۱۷۴ تبصره ص ۴۲۰). ۱۲- جناحیه: از فرق غلاة اصحاب عبداللََّه بن معاویةبن عبداللََّه بن امام جعفر صادق که به لقب ذوالجناحین ملقب بوده. این فرقه معتقد بودند که علم در قلب عبداللََّه مانند علف در صحرا می روید و بتناسخ نیز عقیده داشتند و عبداللََّه را خدا و رسول میدانستند و بفنای دنیا معتقد بودند و اکل میته و شرب شراب و بعضی محرمات دیگر را حلال میشمردند و میگفتند که روح خداوند در صلب انبیا وارد گردید تا به عبداللََّه رسیده و عبداللََّه زنده و همان مهدی قائم منتظر است. (مقالات اشعری ص ۶، انساب ورق ۱۳۶ الف، تلبیس ابلیس ص ۱۰۳، خطط ج ۴ ص ۱۷۶، شهرستانی ص ۱۱۳، الفرق ص ۲۳۵ و ۲۴۲). ۱۳- حارثیه: از فرق کیسانیه و از غلاة اصحاب عبداللََّه بن حارث مداینی، معتقد به امامت ابوهاشم عبداللََّه بن محمدبن حنفیه و امامت عبداللََّه بن معاویةبن عبداللََّه بن جعفربن ابی طالب بعد از ابوهاشم و ایشان میگفتند که هر کس امام را شناخت هر چه بخواهد میتواند بکند. (فرق ص ۲۹). شهرستانی (ص ۱۱۳). این فرقه را همان فرقهٔ اسحاقیه منسوب به اسحاق بن زیدبن حارث انصاری میداند و میگوید که حارثیه میگفتند که روح عبداللََّه بن معاویه در اسحاق حلول کرده است . ۱۴- جلویه: از غلاة. (خطط ج ۴ ص ۱۷۷). ۱۵- خطابیه: از فرق غلاة و از فروع اسماعیلیه، اصحاب ابوالخطاب محمدبن ابی زینب اجدع کوفی که معتقد به نبوت ابوالخطاب بوده اند و میگفتند که ائمه پس از رسیدن به مقام پیغمبری برتبهٔ الوهیت نیز میرسند و حضرت صادق را خدا میشمردند. ابوالخطاب معاصر منصور خلیفه بود و به دست عمال او به قتل رسید. (مقالات اشعری صص ۱۰-۱۱) (فرق ص ۳۷ و۳۸ -۴۰ و ۵۸ -۶۰ و ۶۴) (رجال کشی ص ۱۸۷-۱۹۹) (الفرق ص ۲۳۶ و ۲۴۲) (شهرستانی ص ۱۳۶-۱۳۷) (ابن حزم ج ۴ صص ۱۸۶-۱۸۷) (منهاج ج ۱ ص ۲۳۹) (خطط ج ۴ ص ۱۷۴) (کتب تواریخ و رجال معتبر). ۱۶- زمامیه: طایفه ای از غلاة شیعه که جبرئیل را مذمت میکردند در اینکه به جای آوردن وحی به حضرت علی بن ابی طالب آن را بر حضرت رسول نازل کرده. (تلبیس ابلیس ص ۱۰۴). ۱۷- ذمیة: فرقه ای از غلاة شیعه مدعی الوهیت علی بن ابی طالب. این فرقه حضرت رسول را دشنام میداده و ذم میکرده و میگفته اند که حضرت علی حضرت محمدبن عبداللََّه را از جانب خود مأمور کرده و آن حضرت مقام فرستندهٔ خود را جهت خویش ادعا نموده است و علی بن ابیطالب را به این شکل راضی ساخته که شوهر دختر و مولای او باشد. (انساب ورق ۲۴۰ الف) (الفرق ص ۲۳۸) (خطط ج ۴ ص ۱۷۷). ۱۸- رجعیة: از فرق غلاة شیعه که میگفتند علی بن ابیطالب برخواهد گشت و انتقام خود را از دشمنان خویش خواهد کشید. (تلبیس ابلیس ص ۲۴ خطط ج ۴ ص ۱۷۸). ۱۹- زُراریة: رجوع به تمیمیه شود. ۲۰- سبائیة: یا سبیة، اولین فرقه از فرق غلاة طرفداران عبداللََّه بن سبا که پیش از هر کس به اظهار طعن ابوبکر و عمر و عثمان پرداخته و معتقد به حیات جاوید و رجعت حضرت علی و الوهیت او بوده اند، امیر المؤمنین علی عبداللََّه بن سبا را بقتل رساند. فرقهٔ نصیریه از بازماندگان سبائیه بوده اند. (کشی ص ۷۱) (فرق ص ۲۰) (مقالات اشعری ص ۱۵) (تبصره ص ۴۹۶) (کتاب الاوائل ابوهلال عسگری ص ۱۹۲) (برگ الف، بیان ص ۱۵۸) (منهاج ج ۱ ص ۲۳۹) (شرح نهج البلاغه ج ۱ ص ۴۲۵) (الفرق صص ۲۲۳-۲۲۶) (شهرستانی صص ۱۳۲-۱۳۳) (ابن حزم ج ۴ ص ۱۸۰ و ۱۸۸) (خطط ج ۴ ص ۱۷۵) (سمعانی برگ ۲۸۸ الف). ۲۱- سلمانیة: از غلاة معتقد بالوهیت سلمان فارسی. (مقالات اشعری ص ۴۱۹). ۲۲- شاعیة: از فرق غلاة. (خطط ج ۲ ص ۱۷۰). ۲۳- شریعیة: از غلاة حلولیه اصحاب ابومحمد حسن شریعی. (تبصره ص ۴۱۹). ۲۴- شریکیه: از غلاة شیعه که علی بن ابیطالب را شریک حضرت رسول میشمردند. (خطط ج ۴ ص ۱۷۷). و رجوع به امریه شود. ۲۵- شلمغانیة: از غلاة حلولیه اصحاب ابوجعفر محمدبن علی بن ابی العزاقر شلمغانی. نام دیگر این فرقه عزاقریه است . ۲۶- صائدیة: از غلاة اصحاب صائد نهدی از معاصرین حضرت صادق و این شخص و بیان نهدی از فرقهٔ کربیه بوده و عقیده داشتند که محمدبن الحنفیه مهدی منتظر است. (فرق ص ۲۵) (رجال کشی ص ۱۹۵ و ۱۹۷). ۲۷- طیاریة یا طیاره: از فرق غلاة منسوب به جعفر طیار. (مفاتیح العلوم ص ۲۲) (کشی ص ۲۰۸). ۲۸- علویه: عموم غلاتی که بحضرت علی بن ابی طالب مقام الوهیت میداده اند و یا رسالت را از آنِ آن حضرت می پنداشتند در مقابل محمدیه. (مروج الذهب ج ۲ ص ۱۴۴) (تلبیس ابلیس ص ۲۳). ۲۹- علیاویة یا علیائیة: از فرق غلاة اصحاب علیاء ابن ذراع دوسی یا اسدی که حضرت امیرالمؤمنین را خدا میدانستند و حضرت رسول را پیغمبری میشمردند که از جانب او به رسالت آمده و با غلاة دیگر مثل مخمسه و محمدیه در پاره ای از عقاید اشتراک داشتند و کسی که در انتشار این مقاله سعی بسیار داشت بشار شعیری از معاصرین حضرت صادق بود که خود را بندهٔ علی بن ابیطالب و از جانب او رسولی میدانست که بر محمدیه مبعوث شده و با خطابیه یعنی اصحاب ابوالخطاب در چهار کس یعنی علی و فاطمه و حسن و حسین توافق داشت و میگفت که معنی فاطمه و حسن و حسین تلبیس است و غرض حقیقی در این اسامی علی است چه او در امامت بر این سه شخص تقدم دارد. علیاویه در اباحت و تناسخ و تعطیل با مخمسه تفاوتی نداشتند ولی نبوت پیغمبر اسلام و رسالت سلمان فارسی را از جانب او چنانکه محمدیه می گفتند قبول نمی کردند بلکه محمدبن عبداللََّه را بندهٔ علی بن ابیطالب میشمردند محمدیه میگفتند که چون بشار شعیری رسالت سلمان و ربوبیت حضرت رسول را منکر گردید بصورت مرغی که علیاء نام داشت مسخ شد و فرقهٔ طرفدار او بهمین جهت علیائیه خوانده شدند. مخمسه و علیاویه و محمدیهٔ خطابیه میگفتند که هر کس خود را به آل محمد منتسب دارد در این ادعا دروغگو و نسبت بخدا مفتری است مثل یهود و نصاری در این آیه:{/B «وَ قََالَتِ اَلْیَهُودُ وَ اَلنَّصََاری ََ نَحْنُ أَبْنََاءُ اَللََّهِ وَ أَحِبََّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ یُعَذِّبُکُمْ بِذُنُوبِکُمْ بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ مِمَّنْ خَلَقَ » ۱-۱۹۵:۱۸/}(قرآن ۵/۱۸). چه محمدبن عبداللََّه به عقیدهٔ محمدیه و علی بن ابیطالب به عقیدهٔ علیاویه پروردگارانی باشند که نه از کسی زاده اند و نه ایشان را فرزندی باشد. (رجال کشی ص ۱۳۱، ۱۳۲، ۲۵۳، ۲۹۸، ۳۲۴) (خطط ج ۴ ص ۱۷۷) (ابن حزم ج ۴ ص ۱۸۶). ۳۰- عمیریه: از غلاة و از فروع خطابیه، اصحاب عمیربن بیان عجلی که از حیث عقاید شبیه بفرقهٔ بزیغیه بوده اند ولی به مرگ خود عقیده داشتند و مثل یعمریه امام جعفر صادق را خدا میدانستند. (مقالات اشعری صص ۲۱-۱۳) (شهرستانی ص ۱۳۷) (الفرق ص ۲۳۶) (خطط ج ۴ ص ۱۷۴). ۳۱- عینیه: از فرق غلاة که علی بن ابیطالب را در الوهیت بر محمد مقدم میداشتند. رجوع به میمیمه شود. ۳۲- غُرابیة: از فرق غلاة و از فروع خطابیه که میگفتند حضرت علی به رسول اللََّه از غراب بغراب شبیه تر است و بهمین جهت جبرئیل بغلط پیش محمد رفته و فرمان رسالت را به او رسانده است. (مفاتیح العلوم ص ۲۲) (تبصره ص ۴۱۹) (تلبیس ابلیس ص ۱۰۳) (الفرق ص ۲۳۸) (مقالات اشعری ص ۱۶، خطط ج ۴ صص ۱۷۶-۱۷۷) (بیان ص ۱۵۷، ابن حزم ج ۴ ص ۱۸۳). ۳۳- غمامیه: از غلاة که میگفتند خدا در هر بهاری بشکل ابر (غمام) بزمین فرود می آید و دنیا را دور میزند. (مفاتیح العلوم ص ۲۲) و گویا این فرقه از فروع سبائیه بوده اند، چه ایشان علی بن ابیطالب را خدا و در ابر مقیم میدانستند و میگفتند که رعد صورت و برق شلاق اوست و هر وقت بیاد علی می افتادند بر ابر صلوات میفرستادند. (انساب برگ ۲۸۸ الف و ابن حزم ج ۴ ص ۱۸۰). ۳۴- قرامطه: از فرق اسماعیلی و از غلاة اصحاب شخصی بنام قرمطویه یا کرمتویه قائل به امامت محمدبن اسماعیل بن امام جعفر صادق و معتقد به زنده بودن و منتظر قیام او. این فرقه میگفتند که نبوت حضرت رسول بعد از غدیر خم از آن حضرت سلب و نصیب حضرت علی بن ابیطالب گردیده. (فرق ص ۶۱) (تلبیس ابلیس ص ۱۱۰) (مقالات اشعری ص ۲۶ و دخویه، یادداشتها در خصوص قرامطه و کتب ملل و نحل و تواریخ مشهور). ۳۵- کسفیه: همان فرقهٔ منصوریه از فرق غلات اصحاب ابومنصور عجلی از مردم کوفه که خود را وصی امام پنجم شیعه امام ابوجعفر محمدبن علی باقر میدانسته و ائمهٔ قبل از خود را پیغمبر میشمرده و خود نیز ادعای نبوت کرده. اصحاب او میگفتند که منصور عجلی به آسمان صعود کرده و خدا دست بر سر او مالیده و به فارسی با او تکلم کرده، آنگاه به زمین آمده و عقیدهٔ ایشان این بود که آنچه خدا میفرماید که: {/B«وَ إِنْ یَرَوْا کِسْفاً مِنَ اَلسَّمََاءِ سََاقِطاً یَقُولُوا سَحََابٌ مَرْکُومٌ » ۱-۱۰۵۲:۴۴/}(قرآن ۵۲/۴۴) مراد ابومنصور عجلی است و به همین جهت این فرقه را کسفیه می خوانده اند. (تبصره ص ۴۱۹) (تلبیس ابلیس ص ۱۰۳) (ابن حزم ج ۴ ص ۱۸۵) (مقالات اشعری ص ۹) (فرق ص ۳۴ و ۳۵) (شهرستانی ص ۱۳۵ و ۱۳۶) (کشی ص ۱۹۶) (انساب برگ ۵۴۳ ب) (الفرق ص ۲۲۴ و ۲۳۵) (منهاج ج ۱ ص ۲۳۸) (بیان ص ۱۵۸) (خطط ج ۴ ص ۱۷۶). ۳۶- کودیه: از اسامی غلاة که در اصفهان به این فرقه میدادند. (شهرستانی ص ۱۳۲). ۳۷- لاعنیه: از فرق غلاة که عثمان و طلحه و زبیر و معاویه و ابوموسی اشعری و عائشه را لعن میکردند. (خطط ج ۴ ص ۱۷۷) (تلبیس ابلیس ص ۲۴). ۳۸- محمدیه: نام جماعتی از غلاة که حضرت رسول را خدا میدانستند. ۳۹- محمدیه: از غلاة شیعه منتظر رجعت محمدبن عبداللََّه بن حسن بن امام حسن. این فرقه میگفتند که امام محمد باقر جانشینی خود را به ابومنصور واگذاشته و این مقام بعد از ابومنصور به آل علی برمیگردد و انتظار رجعت محمدبن عبداللََّه بن حسن را به عنوان قائم میکشیدند و از فروع مغیریه بودند. (مقالات اشعری صص ۲۴-۲۵، انساب برگ ۵۱۲ ب، الفرق صص ۴۲-۴۳ و ۲۳۲). ۴۰- مخطئة: فرقه ای از غلاة که می گفتند سلمان فارسی و مقداد و عمار و ابوذر غفاری و عمربن امیه صیمری از طرف خداوند مأمور ادارهٔ مصالح عالمند و به سلمان مقام رسالت میدادند. (کشی ص ۲۵۳. رجال استرآبادی ص ۲۲۵ از رجال ابن الغضایری). ۴۱- معمریه: از فرق غلاة و از فروع خطابیه اصحاب معمربن خیثم که خود را جانشین ابوالخطاب رئیس فرقهٔ خطابیه میدانسته و مدعی مقام نبوت بوده. این فرقه نیز مثل جناحیه بتحلیل محرمات و تناسخ عقیده داشتند و معمر را مثل ابوالخطاب می پرستیدند و نماز را نیز ترک گفته بودند. (مقالات اشعری ص ۱۱) (فرق صص ۳۹-۴۰) (خطط ج ۴ ص ۱۷۴) (شهرستانی ص ۱۳۷). ۴۲- مغیریه: از فرق غلاة اصحاب مغیرةبن سعید عجلی که بعد از امام زین العابدین و امام محمد باقر مغیرة را امام می پنداشتند و انتظار ظهور محمدبن عبداللََّه بن حسن بن امام حسن را بعنوان مهدی داشتند. مغیرة در آخر کار ادعای نبوت کرد و خالدبن عبداللََّه قسری او را کشت. (مقالات اشعری صص ۶- ۷ و ۲۳) (فرق ص ۵۵) تلبیس ابلیس ص ۹۲) (منهاج ج ۱ ص ۲۳۸) (الفرق صص ۲۲۹-۲۳۳) (شهرستانی ص ۱۳۴ و ص ۱۳۵) (خطط ج ۴ ص ۱۷۶) (و ابن ابی الحدید ج ۲ ص ۳۰۹) (انساب برگ ۵۳۸ ب) (ابن حزم ج ۴ ص ۱۸) (کشی ص ۱۴۵، ۱۴۸، ۱۹۶، ۱۹۷ و تواریخ معتبر). ۴۳- مفضلیه: از غلاة خطابیه اصحاب مفضل صیرفی معتقد به الوهیت امام جعفر صادق که چون امام از ابوالخطاب تبری جست ایشان نیز با خطابیه مخالف شدند. (مقالات اشعری ص ۱۳) (الفرق ص ۲۳۶) (شهرستانی ص ۱۳۷) (خطط ج ۴ ص ۱۷۴ نوبختی ص ۲۶۴). ۴۴- منصوریه: رجوع به کسفیه شود. ۴۵- موسائیة یا موسویه: طرفداران امامت امام موسی بن جعفر کاظم و منتظر رجعت آن حضرت که از فرق غلاة واقفه محسوب میشوند. (انساب برگ ۵۴۴ ب) (الفرق ص ۴۶). ۴۶- میمیه: از فرق غلاة که امیرالمؤمنین و حضرت رسول هر دو را نبی میدانستند ولی محمدبن عبداللََّه را در الوهیت مقدم میشمردند در مقابل عینیه که این حق تقدم را به علی نسبت میدادند. (شهرستانی ص ۱۳۴) (خطط ج ۴ ص ۱۷۷). رجوع به محمدیه شود). ۴۷- نصیریه: از فروع فرقهٔ سبائیه و اسحاقیه و نمیریه اصحاب شخصی بنام نصیر. (انساب برگ ۵۶۲ ب) (ابن حزم ج ۴ ص ۱۸۸) (منهاج ج ۱ ص ۲۳۸) (ابن ابی الحدید ج ۲ ص ۳۰۹). ۴۸- نمیریه: از غلاة اصحاب محمدبن نصیر نمیری . ۴۹- یعقوبیه: از فرق غلاة شیعه اصحاب محمدبن یعقوب گویا همان فرقهٔ غمامیه اند که میگفتند امیرالمؤمنین علی در میان ابر بدنیا می آید. (بیان ص ۱۵۷). ۵۰- یعمریه: همان معمریه. (مقالات اشعری ص ۱۱) (خاندان نوبختی ص ۲۶۷). و رجوع به همان کتاب ص ۵۰، ۵۸، ۷۰، ۷۲، ۸۲، ۱۰۳، ۱۱۷، ۱۱۸، ۱۱۹ و صص ۱۳۴ - ۱۳۶، ۱۴۰، ۱۷۶، ۲۴۶، ۲۴۹، ۲۵۰ -۲۵۲ - ۲۵۴ -۲۵۷ -۲۶۳ غلاة شود.[ یَ ] (اِخ) بنت ابوجعفر منصور عبداللََّه بن محمدبن علی بن عبداللََّه بن عباس متوفی بسال ۱۵۸ هـ . ق. صاحب عقدالفرید آرد: او را کنیزکان (امهات اولاد) فرزندانی بدین نامها بوده است: صالحا و غالیة و... رجوع به عقدالفرید چ محمد سعید العریان ج ۵ ص ۳۹۳ شود.[ یَ ] (اِخ) سلیم بن میخائیل (۱۸۵۱-۱۹۱۷ م.) یکی از معلمان علم حساب دفترداری در شهر بیروت. وی از سال ۱۸۷۰ تا سال ۱۹۱۴ م. بدین شغل ادامه داده است. او در دمشق متولد شده سپس به قسطنطنیه سفر کرد تا معلومات خود را تکمیل کند و آنگاه برای دیدار خال (دائی) خود که معلم فرزندان تزار بوده به روسیه رهسپار شد و سپس به بیروت بازگشت و به تدریس حساب پرداخت. وی مردی نیکخو و خوش معاشرت بود و شاگردانش او را دوست میداشته اند و هم او را فرزندانی است که مقیم بیروت هستند و در زمرهٔ بزرگان آن شهر بشمار می آیند او راست: البدرالمنیر فی اصول حساب الزنجیر، بیروت مطبعهٔ یوسف سلفون و مطبعة العمومیة الکاثولیکیة، والروضة الزهیة فی الاعمال المتجریة، بیروت مطبعة العمومیة الکاثولیکیة ۱۸۹۰ م. (از معجم المطبوعات ستون ۱۴۰۵).[ یَ ] (اِخ) (جندالـ ...) جندالغالیه چنانکه طبری نوشته بر لشکریان هزیمت یافتهٔ محمد امین اطلاق شده است: از آن هزیمتیان پنج هزار مرد به بغداد شدند نزد محمد، محمد ایشان را بنواخت و درم نداشت که دادی و آن روز که ایشان را بار داد طشت غالیه پیش نهاد و هر کس را به ریش غالیه کرد و ایشان بیرون آمدند با غالیه نه درم و نه خلعت و نه صلت، مردمان بغداد بر ایشان بخندیدند و ایشان را به بغداد جندالغالیه نام کردند. (ترجمهٔ تاریخ طبری بلعمی ص ۵۱۳).
کلمات همقافیه با «غالیه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر