معنی غالوک
7 بازدید
(اِ) مهرهٔ کمان گروهه باشد: کمان گروههٔ زرین شده بچرخ هلال ستارگان همه غالوکهای سیم اندود. خسروانی (از لغت فرس اسدی ص ۲۷۱). و در حاشیهٔ آن آمده: غالوک و ژواله هر چه آن چون مهرهٔ گرد کنی غالوک و ژواله خوانند - انتهی. مهرهٔ گلین باشد که در کمان گروهه نهند و اندازند. خسروی گوید: گمان گروههٔ زرین... (اوبهی) (رشیدی). گلوله و مهرهٔ کمان گروهه را گویند خواه از سنگ باشد و خواه از گل ساخته باشند. (برهان). گلوله را گویند که از گمان گروهه بیندازند: گه افکند نخجیر بر دشت راغ گهی زد به غالوک بر میغ و ماغ. فردوسی (از جهانگیری). گل مهره. کمان غلوله. و بجای لام با «ی» تازی هم گفته اند. خسرو دهلوی گفته: کمان گروههٔ زرین... و در جهانگیری و رشیدی و برهان غالوک نوشته اند که بمعنی غلوله یعنی غلولهٔ کمان باشد. ظن غالب آن است که در اصل غالول بوده لام با کاف اشتباه یافته، غالول و غلوله یک معنی دارد. حکیم فردوسی گفته : گه افکند نخجیر در باغ و راغ گهی زد بغالول در میغ ماغ. (از انجمن آرا) (از آنندراج). جلاهق. جله. بندق. بندقه. (منتهی الارب). زواله. ژواله. کمان گروهه. (برهان).
کلمات همقافیه با «غالوک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وک» برای سرودن شعر