معنی غالمون
10 بازدید
[ لِ ] (اِ) دوائی است خوشبو سفرجلی رنگ با قوت مجففه کمی منجمدکننده. (الفاظ الادویه ص ۲۰۰). و صاحب مخزن الادویه آرد: شیخ الرئیس نوشته: دوائی است خوشبو و سفرجلی رنگ با قوت مجففه با حدت کمی و منجمدکنندهٔ شیر مانند انفحه و گل آن جهت قطع انفجار خون و سوختگی آتش مفید. مؤلف گوید: شاید این خود غالیون و یا قریب بدان باشد. -انتهی. رجوع به غالیون شود.
کلمات همقافیه با «غالمون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر