معنی غالب دده
5 بازدید
[ لِ دَ دَ ] (اِخ) شیخ محمد اسعد. یکی از شعرای پرشور متأخران عثمانی و مشایخ طریقت مولوی است و در مولویخانهٔ غلطه پوست نشین و پدرش مصطفی رشید افندی از کتاب معروف بود. وی بسال ۱۱۷۱ هـ . ق. در استانبول تولد یافت و مدتی به منشی گری دیوان همایون پرداخت و ضمناً بطریقت مذکور انتساب یافت و به قونیه عزیمت کرد، و در آنجا و استانبول در مولویخانهٔ ینی قپوچلهٔ خود را تکمیل نمود و بتدریج بمشیخت آن فرقه رسید و بسال ۱۲۱۳ درگذشت. دیوانی مرتب و آثار دیگر بیادگار گذاشته است. از اوست: کیم قادر علاج ایله مگهٔ حکم قدر در تاریخی ایمش غالب زارک اثر عشق. (قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «غالب دده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر