معنی غالب خوزستانی

معنی غالب خوزستانی

5 بازدید
[ لِ بِ زِ ] (اِخ) مؤلف مجمع الفصحاء آرد: و هو عبداللََّه منجی الثانی بن ابی حفص منجی الماضی بن عبداللََّه یقظان الایذجی الخوزی، از فضلای متقدمین بوده است. صاحب تصانیف من جمله طراز الذهب، و با شیخ محیی الدین العربی معاصر و معاشر، و این چند رباعی از اوست: بی تو نفسی قرار و آرامم نیست بی نام تو ذات و صفت و نامم نیست بی چاشنی تو در جهان کامم نیست بی روی تو صبح و موی تو شامم نیست. ما مذهب چشم شوخ و شنگش داریم کیش سر زلف مشک رنگش داریم ماییم و دلی و نیم جانی ز غمش و آن نیز برای صلح و جنگش داریم. در پیش من از سر جفاهای نهان باریک کنی همه تن خود چو میان در شادی و عیش در کنار دگران زان سان باشی که می نگنجی به جهان. صاحب مجمع الفصحا در کتاب ریاض العارفین نام او را ذیل عنوان غالب خوزی آورده و در ذکر اسم کتاب او (طراز الذهب) افزوده است: «و آن مشتمل است بر فضایل و مناقب ائمهٔ اثنا عشر علیهم السلام و در حقیقت ایشان براهین قاطعه در آن کتاب ثبت کرده». (ریاض العارفین چ ۱ تهران ص ۲۲۳).

کلمات هم‌قافیه با «غالب خوزستانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید