معنی غافلگیر
7 بازدید
[ فِ ] (نف مرکب) کسی که بی خبر بر کسی حمله ور شود. (آنندراج). غافل گیرنده. سگ غافلگیر، سگ هرزه مَرَس : بکش سگ را مهل تا پیر گرددکه چون شد پیر غافل گیر گردد. || (ن مف مرکب) به غفلت گرفته شده. و با کلمات کردن و شدن و گشتن ترکیب شود: غافل گیر کردن. غافل گیر شدن. غافل گیر گشتن.
کلمات همقافیه با «غافلگیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر