معنی غاضف
7 بازدید
[ ضِ ] (ع ص) نیکوحال. (منتهی الارب). الناعم البال. (قطر المحیط). || زیست نازک خوش. (منتهی الارب). الناعم من العیش. (قطر المحیط). || سگ که گوش وی پیش فروهشته باشد. (منتهی الارب). من الکلاب؛ المنکسر اعلی اُذنه الی مقدّمه. (قطر المحیط).
کلمات همقافیه با «غاضف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضف» برای سرودن شعر