معنی غاضٍ
8 بازدید
[ ضِن ] (ع ص) نعت فاعلی از غضو. شی ءٌ غاضٍ؛ چیز نیکو فراهم آمده و انبوه. (منتهی الارب). || رجلٌ غاضٍ؛ مرد نیکوحال و بسنده عیال خویش را. (منتهی الارب). || بعیرٌ غاضٍ؛ شتر غضاخوار. (آنندراج). رجوع به غاضی شود. || لیلٌ غاضٍ؛ شب تاریک و شب روشن. از اضداد است. (منتهی الارب). ج، غواض [ ضِن ] .
کلمات همقافیه با «غاضٍ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضٍ» برای سرودن شعر