معنی غاشیهٔ کوکیلی دز
7 بازدید
[ یَ یِ دِ ] (اِخ) نام غاری در گیلان : خورشید چون این خبر مشاهده فرمود عظیم بترسید و با ازواج و اولاد و عبید و مواشی و اموال و ذخایر به بالای دربند براه زاورم بیرون رفت و در غاری که آن را غاشیهٔ کوکیلی دز می گویند و دوساله آذوقه آنجا مجتمع بود عیال و اطفال و اموال را مضبوط ساخت و دری که بزعم گیلانیان پانصد کس از حمل آن عاجز بودند بدان غار استوار کرد... (حبیب السیر چ قدیم تهران جزء اول از ج ۱ ص ۳۴۱ و چ خیام ج ۲ ص ۴۰۴).
کلمات همقافیه با «غاشیهٔ کوکیلی دز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دز» برای سرودن شعر