معنی غاشیه بردوش
8 بازدید
[ یَ / یِ بَ ] (ص مرکب) کنایه از مطیع و فرمان بردار. (برهان) (مجموعهٔ مترادفات ص ۴۳): هست اسم علمت نام رسول قرشی که بد از مرکب او غاشیه بردوش سروش. سوزنی.
کلمات همقافیه با «غاشیه بردوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر