معنی غاسق
7 بازدید
[ سِ ] (ع اِ) ماه. || یا شب وقت غروب شفق. || یا تاریکی بعد از غروب شفق. و منه قوله تعال:{/B «وَ مِنْ شَرِّ غََاسِقٍ إِذََا وَقَبَ » ۱-۶۱۱۳:۳/}(قرآن ۱۱۳/۳)؛ یعنی از بدی شب چون درآید یا تاریک گردد. یا از بدی ثریا چون فرود افتد بدان جهت که وقت سقوطش طاعون و امراض زیاده شود. ابن عباس و جماعة من شرالذکر اذا قام. (منتهی الارب). و قال امام ترجمان القرآن الحبر (ابن عباس) رضی اللََّه عنهما (و جماعة) من المفسرین ای (من سرالذکر اذاقام) و هو غریب. (تاج العروس). || شب تاریک. (ترجمان علامهٔ جرجانی) (دهار). || مار سیاه. (المنجد). || مقابل نور عارض در اصطلاح حکمت اشراق: النور ینقسم الی نور فی نفسه لنفسه و الی نور فی نفسه و هو لغیره و النور العارض عرفت انه نور لغیره فلما یکون نور النفسه و ان کان نوراً فی نفسه. لان وجوده لغیره. و الجوهر الغاسق لیس بظاهر فی نفسه و لا لنفسه علی ما عرفت. و رجوع به حکمة الاشراق ص ۱۱۷، ۲۱۷، ۲۱۹ شود.
کلمات همقافیه با «غاسق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سق» برای سرودن شعر