معنی غازی‌گرای‌خان

معنی غازی‌گرای‌خان

6 بازدید
[ گِ ] (اِخ) (ابن الحاج سلیم گرای خان) یکی از خانان قرم (کریمه) است که در آغاز خانی برادرش دولت گرای خان، به منصب نورالدینی منصوب شد و بنظام چرکس تعیینش کردند، ولی وی قبیلهٔ توغای را تابع کرد و سر از اوامر برادر باززد و کاری از پیش نبرد و مغلوب گردید و با این وصف مشمول عفو برادر شد و بدو اجازه دادند در روم ایلی اقامت کند وقتی به ادرنه رسید، چند روز او را زندانی و سپس به رودوس تبعید کردند و بعدها باز مورد عفو قرار گرفت و به سال ۱۱۱۶ هـ . ق. بجای دولتگرای خان به تخت خانی کریمه نشست و در سنهٔ ۱۱۱۸ هـ . ق. باش آقاسی او را به قسطنطنیه جلب و استیضاحاتی کردند و در نتیجهٔ گزارشها از تخت و تاج معزول شد و در قرین آباد روم ایلی اقامت گزید، و سپس بسال ۱۱۲۰ در ۳۶سالگی از مرض طاعون وفات یافت و در حظیرهٔ جامع یانبولی به خاکش سپردند. معروف است که کریم وسخی بوده است.

کلمات هم‌قافیه با «غازی‌گرای‌خان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید