معنی غازان

معنی غازان

7 بازدید
(اِخ) نام یکی از شاهزادگان مغولی که در زمان سلطان سعید اولجایتو محمد از ملازمین شاهزاده یساور بوده است و پس از مغلوب و کشته شدن یساور، به دست سپاهیان سلطان سعید گرفتار و اسیر گردیده است. (ذیل جامع التواریخ رشیدی به اهتمام بیانی چ طهران ص ۱۱۳).
(اِخ) بیست و ششمین از خاندان چنگیزی در ماوراءالنهر از اولوس جغتای، از ۷۴۴ تا ۷۴۷هـ . ق.
(اِخ) یکی از امرای دورهٔ تیموری رجوع به حبیب السیر چ کتابخانهٔ خیام ج ۳ جزء سوم ص ۵۸۵ شود.
(اِخ) شهر و مرکز ایالتی است در روسیه در ۱۲۰۰ گزی جنوب شرقی سن پطرزبورگ (لنین گراد) و ۷۲۵ هزارگزی مشرق مسکو، بر ساحل گارانسکی که از طرف چپ به ولگا میریزد و در ۵ هزارگزی از ساحل ولگا در ۵۵ درجه و ۴۷ دقیقه و ۲۴ ثانیه و ۴۶ درجه و ۴۷ دقیقه و ۴ ثانیه واقع است. دارای دانشگاه، کتابخانه، رصدخانه و کارگاه تشریح و شیمی، موزه طبیعی و مدارس متعدد و کلیسا و جوامع، مطبعهٔ مخصوص بطبع کتب ترکی است. و نیز قلعه ای قدیم دارد که نزد مسلمانان معزز است. دباغخانه های زیاد، رنگرزخانه های متعدد، تصفیه خانه های گوناگون برای روغن و موم، کارخانه های صابون پزی و آبجوسازی و بعضی دستگاههای بافندگی و کارخانجات اسلحه، ریخته گرخانه های آهن و مس دارد و تجارت آن پررونق است. شمارهٔ کارخانه های بزرگ آن به صد بالغ میگردد. بر اثر کمی آبها وقفه ای در تجارت حاصل شود ولی نوبهار تلافی آن را میکند، هوایش بسیار معتدل است، انهار لبریز میگردند کشتیها در محاذات کارخانه ها و مغازه ها لنگر می اندازند و در نتیجه جوش و خروشی در تجارت حاصل میگردد. شهر غازان در قرن ۱۴ م. از طرف بایدو خان و یا یکی از اخلافش در ۱۴ و یا ۲۸ هزارگزی شمال شرقی موقع حالیه بنا شده، و در اواخر قرن مزبور به دست واستیل دیمتریویچ دوک کبیر روسیه رو به ویرانی نهاد و چهل سال بعد، از طرف خان دشت قپچاق در قرب مجرای ولگا یعنی در موقع کنونی تأسیس شد و یک مرکز بزرگ تجاری بین اروپا و آسیا گردید. هنگام انقسام دولت دشت قپچاق غازان، مرکز یکی از قطعات پنجگانهٔ متشکل از بهم خوردن این دولت عظیم شد و تاتارهای غازان مدت مدیدی با روسیان مبارزه کردند بالاخره بسال ۱۵۵۲ م. شهر و خانی غازان تحت تصرف روسها درآمد. مدت مدیدی لون اسلامی شهر تغییر نکرد و تقریباً تمام اهالی از تاتار بودند، اما در اواخر قرن ۱۶ م. به امر امپراطور مسلمانان را از شهر بیرون کرده مساجد را طعمهٔ آتش ساختند، و در حال حاضر مقدار مسلمانان از یک ثمن کلیهٔ نفوس تجاوز نمیکنند و اینان در جهت شمال غربی از برکهٔ قبان محلهٔ جداگانه ای تشکیل داده اند، خانه های قسم اعظم این شهر از چوب ساخته شده و چسبیده بهم است و فقط در محلات بالا عمارات مخصوص به اعیان و اشراف دیده می شود که کوچه های وسیع و مفروش دارد. (از قاموس الاعلام ترکی).
(اِخ) دهی از دهستان حومهٔ بخش صومای شهرستان ارومیه در ۵/۱۲ هزارگزی شمال باختری هشتیان و ۱۰ هزارگزی شمال باختری راه ارابه رو هشتیان به سلماس. دره، سردسیر، با ۲۵۶ تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آن غلات، توتون. شغل اهالی زراعت و گله داری. صنایع دستی جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).

کلمات هم‌قافیه با «غازان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید