معنی غارب
16 بازدید
[ رِ ] (ع ص) نعت فاعلی از غروب. غروب کننده. فروشونده از آفتاب و ماه و دیگر ستاره. مقابل طالع : چو شنگرف گون شد ز خورشید عالم سماک و سهیل و سها گشت غارب. (منسوب به منوچهری و حسن متکلم ). در بقای او عوض از هر شاجب و خلف از هر غارب و عازب است. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۴۶۰). || (اِ) بالای موج. سرهای موج آب. (منتهی الارب). || کوهان شتر. میان کوهان و گردن شتر. ج، غوارب. (منتهی الارب). میان دو دوش. (دهار). کاهل. (منتهی الارب). سنام. (منتهی الارب). و در مثل آمده است: حبلک علی غاربک؛ یعنی هر جا خواهی برو. (منتهی الارب). || یکی از اوتاد اربعهٔ منجمین. (مفاتیح خوارزمی). برجی که از مغرب طالع شود. (احکام نجوم). و مقابل طالع است. <۵۳۰۶۴۰۱۱۰۱۱۶۵۱۶۰۱>...
کلمات همقافیه با «غارب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رب» برای سرودن شعر