معنی غادیة
7 بازدید
[ یَ ] (ع ص، اِ) ابر بامدادی. (منتهی الارب). ج، غادیات و غوادی. (مهذب الاسماء). ابر که بامداد برآید. (دهار). ابری که بامداد پیدا شود. (غیاث از لطائف و صراح). || باران بامدادی. (منتهی الارب). باران بامداد. باران صبحگاهی. باران بامدادین. (دستور اللغة). ضد رائحة. او مطر الغداة و یقابلها الرائحة. (اقرب الموارد): کنت بالری فاستقت غللی من غوادی سحابة مدرار.خاقانی. علیک تحیة الرحمن تتری برحمات غواد رایحات. ابن الانباری (از بیهقی چ ادیب ص ۱۹۲). || بامداد. (غیاث از لطائف) (صراح): کاروان در کاروان زین بادیه میرسد در هر مسا و غادیه.مولوی. || غادیة الیهود؛ الجماعة التی تغدر منهم. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «غادیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر