معنی غائط
6 بازدید
[ ءِ ] (ع ص) زمین فراخ نشیب. (مهذب الاسماء). زمین مغاک. زمین هموار. زمین مغاک پست فراخ. (منتهی الارب). زمین پست. || (اِ) حدث مردم. (مهذب الاسماء). پلیدی. پلیدی آدمی. گوه. گه. نجاست. (بحرالفضائل). چمین (شاش و بول). (از برهان). براز. حدث. عاذر. عاذرة. عذرة. و الغائط کنایة عن العذرة نفسها لانهم کانوا بالغیطان و قیل لانهم کانوا اذا ارادوا ذلک اتوا الغائط و قضوا الحاجة فقیل لکل من قضی حاجته قد اتی الغائط یکنی به العذرة و فی التنزیل العزیز: {/Bأَوْ جََاءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ اَلْغََائِطِ۳۰-۳۵۴:۴۳*/}. (تاج العروس). رجع. (منتهی الارب). سرگین آدمی. و تحقیق آن است که غائط در اصل به معنی زمین پست و مغاک است چون در صحرا مردم برای قضای حاجت در زمین پست می نشینند لهذا کنایة سرگین آدمی را گویند و گاهی مجازاً بمعنی سرگین دیگر حیوانات است. (از منتخب) (کشف) (غیاث اللغات). کنایه از پلیدی مردم است بدان جهت که وقت قضای حاجت به طرف زمین پست روند. (منتهی الارب). || محل قضای حاجت، ج، اغواط، غیطان. (مهذب الاسماء) (منتهی الارب)، غوطة، غیاط، غوط. (منتهی الارب). - غائط پاسپرده؛ کافر. - غائط کردن؛ تغوط. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «غائط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئط» برای سرودن شعر