معنی غائر
7 بازدید
[ ءِ ] (ع ص) ماء غائر؛ آبی نهان در زیر زمین. (مهذب الاسماء). مقابل ظاهر. || فروشونده و در نشیب فرورونده. (غیاث اللغات). به زمین فرورفته. (آنندراج). || نشیب. (نصاب) زمین پست. (غیاث اللغات). گود. دورتک. || رجل غائر الی جبین؛ مردی که درون شده باشد استخوان ابروی او. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «غائر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئر» برای سرودن شعر