معنی عینکی
8 بازدید
[ عَ / عِ نَ ] (ص نسبی) منسوب به عینک. آنکه عینک به چشم زند. کسی که عادت به عینک زدن دارد. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به عینک شود. - مار عینکی؛ نوعی مار سمی خطرناک از گروه ماران پروتروگلیف است که در موقع خشم ناحیهٔ گردن خود را پهن میکند و در این حال تصویر عینکی بر روی فلسهای ناحیهٔ خلفی گردن حیوان پدیدار گردد. این گونه مار در هندوستان فراوان است و سالیانه در حدود بیست هزار تن از زهر وی کشته شود. کفچه مار هندی. (فرهنگ فارسی معین). و رجوع به مار شود.
کلمات همقافیه با «عینکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر