معنی عینة
6 بازدید
[ نَ ] (ع مص) فراخ سیاهی چشم گردیدن. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). عَیَن. رجوع به عین شود.[ نَ ] (ع اِ) وام که در آن وام دهنده را نفعی نباشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). عبارتست از اینکه شخصی نزد شخص دیگر رود و وامی طلب کند. وام دهنده به طمع سودی که از راه وام دادن به دست نمی آید به دادن وام راغب نگردد و گوید این جامه را که بیش از ده درهم ارزش ندارد به دوازده درهم به تو بفروشم، مشروط بر اینکه قیمت آن را در فلان موعد بپردازی. و بدینوسیله دو درهم برای خود سود در نظر گیرد در برابر مدتی که برای ادای دین مدیون معین کرده است. (از کشاف اصطلاحات الفنون) (از تعریفات جرجانی) (از اقرب الموارد). || بهای پیشین. (منتهی الارب) (آنندراج). سلف و بهای پیشین. (ناظم الاطباء). سلف. (اقرب الموارد). نسیه. (دهار). || بهترین و برگزیدهٔ شتران. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). نیکو و برگزیده از مال، بمعنی عیمة: خرج فی عینة ثیابه؛ با لباسهای نیکوی خود خارج شد. و «عینةالخیل»؛ نیکو از اسبان. (از اقرب الموارد). || مادهٔ جنگ. (منتهی الارب) (آنندراج). مادهٔ جنگ و کارزار. (ناظم الاطباء). مادةالحرب. (اقرب الموارد). || گرداگرد چشم گوسپند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ج، عین. (اقرب الموارد). || ثوب عینة (بصورت اضافه)؛ جامهٔ نیک روگاه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). جامهٔ نیکو در نگاه چشم. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عینة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر