معنی عینان
6 بازدید
[ عَ یَ ] (ع مص) چشم کردن مرد را. و چشم زخم رسانیدن و بر چشم زدن. (از منتهی الارب). || روان گردیدن آب و اشک. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). عَین. رجوع به عین شود.[ عَ نِ ] (ع اِ) تثنیهٔ عین، در حال رفع. رجوع به عین شود. || دو فرورفتگی در کنار زانو. (ناظم الاطباء). رجوع به عین شود.[ عَ نِ ] (اِخ) فراز کوه «احد» است در مدینه. و گویند نام دو کوه است واقع در نزدیکی کوه احد، لذا غزوهٔ احد را «یوم عینین» نیز گفته اند. و گویند عینان نام کوهی است از کوههای احد که بین آنها وادیی است بنام عام احد و عام عینین. و نیز گویند که نام کوهی است در احد که ابلیس به بالای آن رفت و ندا داد که محمد (ص) کشته شد. و نیز گویند آن کوهی است در بطن السبخة از قناة در کنار وادی مقابل مدینه. و در بحرین نیز عینان نام آبی است از آبهای عرب. و گویند آن در دیار عبدالقیس در بحرین قرار دارد. و گویند عینان نام کوهی است در یمن، که با غُمدان سه میل فاصله دارد. (از معجم البلدان). و رجوع به عینین شود.
کلمات همقافیه با «عینان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر