معنی عینالبقر
5 بازدید
[ عَ نُلْ بَ قَ ] (ع اِ مرکب) چشم گاو. گاوچشم. رجوع به عین شود. || ظاهراً نام نوعی پارچه بوده است با سوراخهای فراخ : چشمهای مدفون و عین البقر بر روی آرایش بگشودند. (نظام قاری). جامه بران چو وصله ز عین البقر برند آیا بود که گوشهٔ چشمی به ما کنند. نظام قاری. ارمک و قطنی و عین البقر و رومی باف ملهٔ میلک و لالائی بی حد و شمار. نظام قاری. || اسم نوعی از انگور، و به لغت مغربی اسم نوعی از آلو است. و اقحوان را نیز نامند. (مخزن الادویه) (از تحفهٔ حکیم مؤمن). و رجوع به عیون البقر شود.[ عَ نُلْ بَ قَ ] (اِخ) چشمه ای است در نزدیکی عکا، و مسلمانان و نصاری و یهودیان آن را زیارت کنند. و گویند آن گاوی که حضرت آدم با او زراعت میکرد، از اینجا ظاهر شده است. و بر این چشمه مشهدی است منسوب به حضرت علی علیه السلام. (از معجم البلدان). و رجوع به سفرنامهٔ ناصرخسرو ص ۱۸ شود.
کلمات همقافیه با «عینالبقر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قر» برای سرودن شعر