معنی عیمة
5 بازدید
[ عَ مَ ] (ع مص) آرزومند شیر گردیدن. (از ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || تشنه شدن. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). عَیم. رجوع به عیم شود.[ عَ مَ ] (ع اِمص) آرزوی شیر. (ناظم الاطباء). شهوت و میل داشتن به شیر و لبن. هرگاه شخص اشتهای شیر کند گویند: «قد اشتهی فلان اللبن» و اگر اشتهای او بسیار زیاد گردد گویند: «عام الی اللبن». (از اقرب الموارد). || تشنگی. (ناظم الاطباء). عطش. (اقرب الموارد).[ مَ ] (ع ص) شتران برگزیده. (منتهی الارب). نیکان از مال. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عیمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر