معنی عیقة
6 بازدید
[ عَ قَ ] (ع اِ) کنار دریا. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). ساحل بحر. (اقرب الموارد). دریابار. کنارهٔ جوی و ساحل رود. (غیاث). || ناحیهٔ دریا. (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || گوشه و ناحیهٔ خانه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). فنایی از زمین و یا ساحت. (از اقرب الموارد). عیقة. (منتهی الارب). رجوع به عیقة شود. ج، عَیقات. (اقرب الموارد) (تاج العروس).[ قَ ] (ع اِ) بمعنی عَیقة است. (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء). رجوع به عیقة شود.[ عَ قَ ] (اِخ) گویند که نام جایگاهی است. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «عیقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر