معنی عیفة
7 بازدید
[ عَ فَ ] (ع اِمص) گردگشتگی مرغ گرد آب و نحو آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). اسم است از مصدر عَوف. (از اقرب الموارد). رجوع به عوف شود. || (ص، اِ) زن که شیر زن «عیوف» را بمکد. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). و آن این است که زنی پس از زاییدن، شیر در پستان وی بند شود، پس زنی دیگر یک یا دو بار آن را بمکد تا راه خروج شیر باز شود. و آن را از آن جهت عیفة نامیده اند که زنی که آن را میمکد از آن اکراه دارد. (از اقرب الموارد). و از آن جمله است قول مغیرةبن شعبة: «لاتحرم العیفة» (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد)؛ یعنی «عیفة» حرام نمیگردد.[ فَ ] (ع اِ) شتران برگزیده. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || اسم النوع است از مصدر عَیف. (از اقرب الموارد). رجوع به عیف شود.
کلمات همقافیه با «عیفة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر