معنی عیصو
7 بازدید
(اِخ) نام پسر اسحاق علیه السلام، که رومیان از اولاد اویند. (آنندراج) (غیاث اللغات). برادر بزرگ یعقوب است، و گویند فرنگ از نسل اویند. (برهان). وی پسر اسحاق بن ابراهیم علیه السلام بود و با یعقوب به یک شکم متولد شد و مادر آنها «رفقه» نام داشت. (از حبیب السیر) (از مجمل التواریخ و القصص). عیسو یا اساعو، بمعنی مودار یا زبر. وی ادوم پسر اسحاق و ربکا و برادر مهتر یعقوب بود. و حق ارشدیت خود را در ازای یک بشقاب عدس بفروخت، لذا اغلب در هنگام توصیف یک خریدوفروش که در موقع لزوم انجام یافته و طرف مغبون و فریفته شده است «بشقاب عدس اساعو» را بخاطر می آورند. فرزندان عیسو در کوه سعیر که در شرقیِ العربة است سکنی داشتند و بدین جهت آن مقاطعه را ادوم گفتند و نسل وی را ادومیان گویند، و ایشان در دنیا قومی زورآور و قوی بوده اند. (از لاروس) (از قاموس کتاب مقدس).
کلمات همقافیه با «عیصو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صو» برای سرودن شعر