معنی عیص

معنی عیص

6 بازدید
[ عَ ] (ع مص) دشوار گردیدن سخن. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). عیاص. عَوَص. رجوع به عوص و عیاص شود.
(ع اِ) درخت انبوه و بهم پیچیده. (منتهی الارب) (از غیاث اللغات). درختان بسیار و بهم پیچیده. (از اقرب الموارد). ج، أعیاص، عیصان. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || درختان خاردار مجتمع و درهم و یا خرمابنان انبوه. || روئیدنگاه درخت نیکو. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || بیخ و بن. (منتهی الارب) (آنندراج). اصل و نژاد. گویند: هو من عیص صدق؛ یعنی او از نژاد راستی است. و «هو من عیص هاشم»؛ یعنی او از نژاد هاشم است. و «ما أکرم عیصه»؛ یعنی چه گرامی است اصل و نژاد او، که منظور پدران و اعمام و اخوال و اهل بیت وی میباشد. || عیصک منک و ان کان أشِباً؛ نژادت از تو است هرچند خاردار و درهم باشد. مثلی است که در مذمت شخص بکار برند هرگاه از رفیق خود طلب عطف و توجه کند برای خویشان خود هرچند شایستهٔ او نباشند. || فلان فی عیص أشب؛ فلان در بین قوم خود در عزت و مصونیت است. || جی ء به من عیصک؛ آن را از آنجای که بود بیاور. (از اقرب الموارد).
(اِخ) یکی از چهار پسر امیةبن عبدشمس اکبر است، که هر چهار تن، اعیاص قریش می باشند. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب). و رجوع به أعیاص شود. - أبوالعیص؛ یکی دیگر از چهار پسر امیه، یعنی اعیاص قریش است. (از اقرب الموارد). و رجوع به اعیاص شود.
(اِخ) نام پسر اسحاق بن ابراهیم علیه السلام بود. رجوع به عیصو شود.
(اِخ) جایگاهی است در بلاد بنی سُلیم، و در آنجا آبی است بنام «ذنبان العیص». (از معجم البلدان). آبی است به دیار بنی سلیم. (منتهی الارب).
(اِخ) حصاری است بین ینع و مروه. و گویند عرضی است از اعراض مدینه در ساحل دریا. (از معجم البلدان). کوهی است از کوههای مدینه. (منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «عیص»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یص» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید