معنی عیسی‌دم

معنی واژه عیسی‌دم

5 بازدید
[ سا دَ ] (ص مرکب) دارای دمی چون دم عیسی. مسیح دم. مسیحادم. عیسی نفس. مسیحانفس. جان بخش. زنده کنندهٔ مردگان : پس از این نام تو بر خاطر دهر صدر عیسی دم و یوسف نظر است.خاقانی. می عطسهٔ آدم شده یعنی که عیسی دم شده داروی جان جم شده در دیر دارا داشته. خاقانی. جانها در اصل خود عیسی دمند یک زمان زخمند و دیگر مرهمند.مولوی. بحر احسان، غیاث دولت و دین، آن محمدجمال عیسی دم. (ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۱۳۱). سایهٔ قد تو بر قالبم ای عیسی دم عکس روحی است که بر عظم رمیم افتاده ست. حافظ. بار غمی که خاطر ما خسته کرده بود عیسی دمی خدا بفرستاد و برگرفت.حافظ. ز دست شاهد نازک عذار عیسی دم شراب نوش و رها کن حدیث عاد و ثمود. حافظ. محمدخلق، یوسف روی، موسی دست، عیسی دم سکندرملک، خضرالهام، آصف رای، جم فرمان. ؟ رجوع به عیسی (ابن مریم) شود.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید