معنی عیدگه
6 بازدید
[ گَ هْ ] (اِ مرکب) عیدگاه. رجوع به عیدگاه شود: با دوست هم عنان به ره عیدگه شدیم در سر خمار روزه و بر لب شراب عید. طالب آملی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «عیدگه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گه» برای سرودن شعر