معنی عیدوار
7 بازدید
[ عیدْ ] (ص مرکب) چون عید. بسان عید: در روزه بودم از سخن، او جامهٔ دو عید بر من فکند و عهد مرا عیدوار کرد.خاقانی.
کلمات همقافیه با «عیدوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر