معنی عیدروس
6 بازدید
[ عَ دَ ] (اِخ) ابوبکربن عبداللََّه شاذلی عیدروس، از آل باعلوی. وی بسال ۸۵۱ هـ . ق. در تریم (حضرموت) متولد شد و به سیاحت پرداخت و میوهٔ قهوه را در یمن دید و آن را پسندید و پیروان خود را به مصرف آن تشویق کرد. و از آنگاه مصرف قهوه در یمن سپس در حجاز و شام و مصر بعد در تمام جهان متداول شد. عیدروس بسال ۹۱۴ هـ . ق. در عدن درگذشت. او را کتابی است بنام الجزء اللطیف فی علم التحکیم الشریف. (از الاعلام زرکلی از الکواکب السائرة و شذرات الذهب و نورالسافر).[ عَ دَ ] (اِخ) جعفربن علی بن عبداللََّه بن شیخ. رجوع به جعفر... شود.[ عَ دَ ] (اِخ) عبدالقادربن شیخ بن عبداللََّه عیدروس. رجوع به عبدالقادر... شود.[ عَ دَ ] (اِخ) علی بن عبداللََّه بن شیخ عیدروس. رجوع به علی زین العابدین شود.[ عَ دَ ] (اِخ) علی بن عبدالقادربن سالم عیدروس علوی. رجوع به علی عیدروس شود.
کلمات همقافیه با «عیدروس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر