معنی عیدان
7 بازدید
(ع اِ) جِ عود. رجوع به عود شود: سلیخهٔ منقا و عیدان السلیخه از هر یک نیم درمسنگ. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).(ع اِ) تثنیهٔ عید در حال رفع. رجوع به عید و عیدَین شود.[ عَ ] (ع اِ) خرمابنان دراز، و از آن است کاسه ای که آن حضرت (ص) در آن بول میکرد. (از منتهی الارب) (از آنندراج). نخل های طویل (یک دانهٔ آن را عیدانة گویند). (از اقرب الموارد).[ عَ ] (اِخ) جایگاهی است که در شعر بشربن ابی خازم از آن یاد شده است. رجوع به معجم البلدان شود.
کلمات همقافیه با «عیدان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر