معنی عیث
6 بازدید
[ عَ ] (ع مص) تباه کردن. زیان و تباهی رسانیدن گرگ در رمه. (از منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). فاسد کردن، چنانکه گویند: عاث الذئب فی الغنم؛ یعنی گرگ گوسفندان را تباه و فاسد کرد. || شتاب کردن در انفاق مال، و یا تبذیر و تباه کردن آن. (از اقرب الموارد). عُیوث. عَیَثان. رجوع به عیثان شود.
کلمات همقافیه با «عیث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یث» برای سرودن شعر