معنی عیبنما
6 بازدید
[ عَ / عِ نُ / نِ / نَ ] (نف مرکب) عیب نماینده. آنچه و آنکه عیب و نقص را بنمایاند: بیش جان را نکنم زنگ زده کآینه عیب نمایست مرا.خاقانی. در گفتن عیب دگران بسته زبان باش از خوبی خود عیب نمای دگران باش. واعظ قزوینی.
کلمات همقافیه با «عیبنما»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ما» برای سرودن شعر