معنی عیالداری
6 بازدید
(حامص مرکب) عمل عیال دار. نگاهداری اهل و عیال. (ناظم الاطباء). || عیالواری. عیالباری. معیل بودن.
کلمات همقافیه با «عیالداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر