معنی عیاشی

معنی عیاشی

8 بازدید
[ عَ یْ یا ] (حامص) عمل عیاش. عیش و عشرت و خوشگذرانی و شادی و اشتغال به شادی. || شهوت پرستی و فسق و فجور و ماژپرستی. (ناظم الاطباء). و رجوع به عیاش شود.
[ عَ یْ یا ] (اِخ) عبداللََّه بن محمدبن ابی بکر عیاشی مغربی. رجوع به عبداللََّه (ابن محمد...) شود.
[ عَ یْ یا ] (اِخ) محمدبن احمد مالکی زیانی عیاشی، مکنی به ابوعبداللََّه. وی از بنی مالک بن زغبة بود و از مجاهدان مغرب اقصی بشمار میرفت. او را جنگهایی با پرتقالیها میباشد که شرح آنها در الاعلام زرکلی آمده است. عیاشی بسال ۱۰۵۱ هـ . ق. در طنجه بقتل رسید. رجوع به الاعلام زرکلی و الاستقصا ج ۳ ص ۱۰۷ شود.
[ عَ یْ یا ] (اِخ) محمدبن مسعود عیاشی سمرقندی. از فقهای بزرگ شیعهٔ امامیه در اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم هجری. رجوع به ابوالنصر (محمدبن...) و مآخذ ذیل شود: خاندان نوبختی ص ۱۴۰، الاعلام زرکلی، الفهرست ابن الندیم، سفینةالبحار ج ۲ ص ۳۰۱، منهج المقال ص ۳۱۹، الذریعة ج ۴ ص ۲۹۵.

کلمات هم‌قافیه با «عیاشی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «شی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید