معنی عیارپیشه
6 بازدید
[ عَ یْ یا شَ / شِ ] (ص مرکب) کسی که عمل او حیله بازی و مکاری بود. (ناظم الاطباء): عیارپیشه جوانی زناگری دزدی همی کشیدش هر روز رشته در سوفار. سوزنی. مستقبل را از همه یعقوب بن اللیث الصفار بود در اصل فرومایهٔ عیارپیشه بود. (تاریخ طبرستان). || جوانمرد و فتی. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به عیار و عیاری شود.
کلمات همقافیه با «عیارپیشه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شه» برای سرودن شعر