معنی عکیس
7 بازدید
[ عَ ] (ع اِ) شیر که بر شوربا و خوردنی ریزند. (منتهی الارب). شیر که بر «مرق» ریزند. (از اقرب الموارد). || نوعی از طعام که از شیر و آرد سازند. (منتهی الارب). || شیر تازه که بر آن پیه گداخته ریخته نوشند. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || شاخ رَز که آن را زیر زمین خوابانند تا روید. (منتهی الارب). شاخهٔ درخت انگور که به زیر زمین خم شود تا از جای دیگری بروید. (از اقرب الموارد). فرهانج انگور. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «عکیس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر