معنی عکو

معنی عکو

6 بازدید
[ عَ کْ وْ ] (ع مص) بزرگ ساختن نیفهٔ ازار را و درشت نمودن. || بیرون آمدن بعض پلیدی و باقی ماندن بعض آن. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || میل کردن. || بند کردن و بستن. (از منتهی الارب). مقید کردن و بستن. (از اقرب الموارد). || فرونگذاشتن موی را. (از منتهی الارب). || گره زدن دم ستور. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). دنبال ستور بستن. (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). || خم دادن. (از منتهی الارب). عطف. (از اقرب الموارد). || درشت و فربه گردیدن شتر. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). فربه و زفت شدن شتر. (تاج المصادر بیهقی). || بلندتر شدن دود. (منتهی الارب). بالا رفتن دود و دخان. (از اقرب الموارد). || باردار نمودن گشن ماده را. (از منتهی الارب).
[ ] (اِخ) (به معنی ریگ داغ). اسکله ای است منسوب به فنیقیان که به مسافت هشت میل به شمال غربی کوه کرمل واقع است. (از قاموس کتاب مقدس).

کلمات هم‌قافیه با «عکو»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «کو» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید