معنی عکمص
[ عُ کَ مِ ] (ع ص) بلا و زیرک. (منتهی الارب). داهیه. (اقرب الموارد). || بر حذر و ترسان از هر چیزی. (منتهی الارب). حاذر، از هر چیزی. (از اقرب الموارد). - ابوالعکمص؛ کنیهٔ مردی است از تمیم. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «عکمص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مص» برای سرودن شعر