معنی عکمس
[ عُ کَ مِ ] (ع ص) ابل عکمس؛ شتران بسیار یا گلهٔ شتران قریب هزار. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || لیل عکمس؛ شبی بسیار تاریک. (از اقرب الموارد). || هر چیز متراکم و انبوه که از شدت تراکم تاریک باشد. (از اقرب الموارد). عُکامِس. و رجوع به عکامس شود.
کلمات همقافیه با «عکمس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مس» برای سرودن شعر