معنی عکرمة
7 بازدید
[ عِ رِ مَ ] (ع اِ) کبوتر ماده، یا قمری ماده. و آن بصورت معرفه بکار رود و نیز با «ال» می آید. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). کبوتر ماده. ج، عَکارم. (دهار).[ عِ رِ مَ ] (اِخ) جدی است جاهلی و فرزندان او بطنی از اوس را تشکیل میدهند. (از الاعلام زرکلی به نقل از السبائک و نهایةالارب و البیان و الاعراب).[ عِ رِمَ ] (اِخ) معروف به ابومحمد الصادق. از داعیان بنی العباس در خراسان بوده است. رجوع به تاریخ حبیب السیر، چ طهران ج ۱ ص ۲۵۸ شود.[ عِ رِ مَ ] (اِخ) ابن ابراهیم ازدی، مکنی به ابوعبداللََّه. تابعی است. و رجوع به ابوعبداللََّه (عکرمة...) شود.[ عِ رِ مَ ] (اِخ) ابن ابی جهل عمروبن هشام مخزومی قرشی. از بزرگان قریش در جاهلیت و اسلام. وی مانند پدر خویش از سرسخت ترین دشمنان پیامبر اسلام (ص) بوده است. عکرمة پس از فتح مکه اسلام آورد و در چند غزوه شرکت جست و به سال ۱۳ هـ .ق. به سن ۶۲سالگی در غزوهٔ یرموک یا در جنگ مرج الصفر شهید گشت. (از الاعلام زرکلی از تهذیب الاسماء و الاصابة و تاریخ الاسلام و رغبةالآمل).[ عِ رِ مَ ] (اِخ) ابن خالدبن العاص. تابعی است. (منتهی الارب).[ عِ رِ مَ ] (اِخ) ابن خصفةبن قیس عیلان. جدی است جاهلی، و فرزندان او قبایل ضخمة می باشند. (از الاعلام زرکلی از جمهرةالانساب).[ عِ رِ مَ ] (اِخ) ابن عبداللََّه بریری مدنی، مکنی به ابوعبداللََّه. از موالی عبداللََّه بن عباس. وی تابعی بود و از داناترین مردم در تفسیر و غزوات بشمار می آمد. عکرمة به سال ۲۵هـ . ق. متولد شد و بعدها به سیاحت بلاد پرداخت و بیش از سیصدتن از وی روایت دارند که در حدود هفتادتن آنان از تابعیانند. وی مدتی در مغرب بسر برد سپس به مدینه بازگشت و به سال ۱۰۵ هـ . ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی به نقل از تهذیب التهذیب و حلیةالاولیاء و ابن خلکان). و رجوع به تاریخ سیستان ص ۱۸ شود.[ عِ رِ مَ ] (اِخ) ابن عماربن عقبهٔ حنفی عجلی یمامی، مکنی به ابوعمار. وی در عصر خویش شیخ یمامه بشمار میرفت و از محدثان بود و اصل او از بصره بوده است. عکرمة در اواخر عمر به بغداد رفت و به سال ۱۵۹ هـ . ق. در آنجا درگذشت. (از الاعلام زرکلی از تاریخ بغداد و تهذیب التهذیب). و رجوع به ابوعمار شود.
کلمات همقافیه با «عکرمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر