معنی عکرة
6 بازدید
[ عَ رَ ] (ع اِ) اسم المرة است مصدر عکر را. (از اقرب الموارد). رجوع به عکر شود. || حمله. (منتهی الارب). حمله و یورش. (ناظم الاطباء). حمله پس از فرار. (از اقرب الموارد).[ عَ کَ رَ ] (ع اِ) پاره ای از گلهٔ شتران، یا شتر گله از پنجاه تا صد، و یا از پنجاه تا شصت و هفتاد. (از منتهی الارب). گروهی از شتران، و گویند گلهٔ بزرگ از آنها. (از اقرب الموارد). || بن زبان. ج، عَکَر. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || وقعوا فی عکرة؛ در اختلاط امر. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عکرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر