معنی عکامس
6 بازدید
[ عُ مِ ] (ع ص) ابل عکامس؛ شتران بسیار، یا گلهٔ شتران قریب هزار. || لیل عکامس؛ شب تاریک. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || هر چیز که انبوه باشد و متراکم آنچنانکه تاریک شود. (از اقرب الموارد). عُکَمِس. و رجوع به عکمس شود.
کلمات همقافیه با «عکامس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مس» برای سرودن شعر