معنی عکاز
5 بازدید
[ عُ کْ کا ] (ع اِ) عصای دارای نیزه. (ناظم الاطباء). عصا که در انتهای آن سرنیزه باشد و شخص بر آن تکیه کند. عنزة. عکازة. و رجوع به عکازة و عنزة شود. || عصای اسقف نزد مسیحیان. (از اقرب الموارد). و رجوع به عکازة شود.
کلمات همقافیه با «عکاز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر