معنی عویج
7 بازدید
[ عَ ] (اِخ) نام اسب عروةبن ورد بود. (از منتهی الارب).[ عُ وَ ] (اِخ) (دارة...) یکی از دارات است. رجوع به دارةعویج، و معجم البلدان شود.[ عَ ] (اِخ) ابن عدی بن کعب بن لؤی، از قریش. جدی جاهلی بود، و برخی از صحابه از نسل وی بوده اند. (از الاعلام زرکلی از جمهرةالانساب).
کلمات همقافیه با «عویج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یج» برای سرودن شعر