معنی عوکلان
6 بازدید
[ عَ کَ ] (ع اِ) تثنیهٔ عَوکل. رجوع به عوکل شود. || (اِخ) نام دو ستاره است. (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ عَ کَ ] (اِخ) پدر قبیله ای است. (منتهی الارب) (آنندراج).[ عَ کَ ] (اِخ) موضعی است. (منتهی الارب) (آنندراج). جایگاهی است در شعر طِرِمّاح. رجوع به معجم البلدان شود.
کلمات همقافیه با «عوکلان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر