معنی عولق
9 بازدید
[ عَ لَ ] (ع اِ) غول. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || سگ مادهٔ حریص. (از منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || گرگ. || گرسنگی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || دنب. (منتهی الارب) (آنندراج). دنب و دنباله. (ناظم الاطباء). ذَنَب. (اقرب الموارد): هذا حدیث طویل العولق؛ این گفتاری است درازدنب و دنباله دار. (از اقرب الموارد). و رجوع به منتهی الارب شود. ج، عَوالق. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عولق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لق» برای سرودن شعر