معنی عوطب
6 بازدید
[ عَ طَ ] (ع اِ) سختی. (منتهی الارب). داهیة. (اقرب الموارد). داهیه و بلا و سختی. (ناظم الاطباء). || لجهٔ دریا، یا آب ساکن میان دو موج. (منتهی الارب). لجهٔ دریا، و یا جای مطمئن از دریا که میان دو موج باشد. (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). || نام درختی است. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «عوطب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طب» برای سرودن شعر