معنی عوزب
6 بازدید
[ عَ زَ ] (ع اِ) گنده پیر. (منتهی الارب) (آنندراج). پیره زن. (ناظم الاطباء). عجوز. واو آن زائد است بجهت الحاق. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عوزب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زب» برای سرودن شعر